|
يادداشتهای ادبی | |
|
:: از فراز لاری :: 2 کمتر شو از این روی به آن رو با مـن چون آینه ، بی پرده سخن گو با من این دایـره ، پـایـیـز و زمستـان دارد رفـتــار نکـن مثـل پرستـو با مــن آنسو که تویی خواب مهیاست و روز تاریکـتـرین حادثه این سو با مـن چون پیچک همسایه که هر سو بخزد دل با دگری داری و گیسو با مـن در چشمم اگـر چه آرزویی نشکفت گلرنگ ترین خیالِ خوشبو با من یکبـار بیـا و روبـرویـم بـنـشـیـن چون آینه، بی پرده سخن گو با من
برهان،
،
از عشق عاشقانه بگو آنچه را که هست:
6
نظر
| |
|
| منوی اصلی |
| وضعيت Messenger |
| لينکستان شعر و ادب |
| آخرين پستهاي وبلاگ |